
سالاام سر زند بودم سمت بازاروکیل رفتم تو حس حال خودم درحالی که یه شلوار مام استایل به پا با یه تیشرت زرد و کت جینی که روی دستم انداخته بودم قدم برمیداستم که برم سمت مترو و برگردم خونه یهو یه پسره صدام زد اقا اقا یه لحظه یهو حواسم اومد سرجا وایسادم تا بیاد دیدم عه یه پسره دوربین به دست نزدیک شد گفت همینجور که میرفتین ازتون عکس گرفتم عکساتونو ببینید یه نگاه از روی بی حوصلگی انداختم شایدم بد نبودن الان که فکر میکنم اصلا دقیق نگاه نکردم جرئیاتی یادم نیست فرم صورتمو هم حتی به یاد ندارم ! ...
ادامه مطلب